صحبت نکردن با مردم باعث اعتراض و سردرگمی می شود


حجت الاسلام مزنی با انتقاد از کم توجهی به طرح گفت و گوی ملی، آن را یکی از شیوه های امام رضا(ع) در سخنرانی با مردم و احترام به مردم برای نشر دین دانست و گفت: ما جوانان دهه نود هستیم. گفت و گو از آشفتگی جامعه جلوگیری می کند.

صحبت نکردن با مردم باعث اعتراض و سردرگمی می شود

به گزارش مردم سالاری آنلاین، نماینده سابق شورای اسلامی در سالروز شهادت امام رضا(ع) گفت: امام رضا در گسترش دین با گرایش های مخالف مبارزه کرد. امامت ایشان مصادف با نهضت واقفیه بود. واقفه یا ماموترا گروهی از شیعیان بودند که امامت امام موسی کاظم علیه السلام را نپذیرفتند و امامت امام رضا علیه السلام را نپذیرفتند. گفتند امام کاظم مهدی امت است و شهید نشد. وکلای امام کاظم (ع) بیشترین نقش را در شکل گیری این نهضت داشتند. وکلا کسانی بودند که به عنوان نماینده امام در مناطق مختلف به سؤالات شرعی پاسخ می دادند و متولی دریافت وجوه و مخارج بودند. در مدتی که امام کاظم در زندان بود، این گروه احساس آزادی عمل کردند و از مسیر واقعی خود منحرف شدند. مشکلات مالی باعث شد این گروه از امامت امام رضا امتناع کنند. امام رضا این جریان را که به دلیل مصالح مادی شکل گرفته بود، جریانی انحرافی دانسته و آنها را در حد مشرکان معرفی کرد.
تفکری که از مهدویت سوء استفاده می کند، کشور را دچار مشکل می کند
مزنی ادامه داد: واقفیه از مهدویت که یک جریان اصیل دینی است سوء استفاده کردند. پس از شهادت پدر، امام رضا از او خواست که اموال را به او واگذار کند. گفتند از کجا می دانی امام هستی؟ نهضتی جدا از مهدویت تشکیل دادند. ما روایات زیادی در مورد مهدویت داریم و بیشتر احادیث نادرست ما مربوط به این حوزه است. این نشان می دهد که مهدویت همواره مورد سوء استفاده قرار گرفته است. در دوره صفویه، قبل از انقلاب و بعد از پیروزی انقلاب و اخیراً جریاناتی در سطوح مختلف، حکومت هایی مانند حکومت های قبل از ظهور را تشکیل داده اند. در اوایل انقلاب، آقای هاشمی رفسنجانی توسط شعیب بن صالح معرفی شد. سالها بعد گفتند احمدی نژاد شعیب بن صالح است. از منتظران ظاهر به ته قیافه رسیدیم و حتی به خدمت مسئولین ارشد رسیدیم و گفتند بفرمایید بودجه جاده جمکران را سریع بپردازید تا این جاده به موقع درست شود. از انتشار. این تفکر از طرف امام زمان برای کشور مشکل ایجاد می کند.
وی افزود: تدبیر امام رضا در برخورد با واقفیه رویکردی روشنگرانه و سختگیرانه داشت. اعتقادات ما را با انگیزه های سیاسی آلوده نکنید. زمین بدون حجت خدا نیست. اما نباید جنگ را نشانه ورود دانست. حتی احادیث جعلی زیادی درباره مهدویت وجود دارد. بزرگان واقفیه علاوه بر ثروت اندوزی به جعل احادیث می پرداختند. امام رضا آنها را تحریم مالی کرد و گفت زکات نپردازید. احادیث جعلی آنها را ارائه کرد.
جامعه امروزی دوست ندارد یاد بگیرد
مازنی عدم شناخت جامعه از توحید، معاد، نبوت و مسائل اساسی دین را یکی دیگر از مسائل مهم دوران امامت امام رضا(ع) دانست و گفت: در چنین جامعه ای مردم با پیروی از یک ظلم، اساس دین را دچار مشکل می کردند. اما در اطاعت از خلیفه همه چیز را درست می پنداشتند. امام از هر فرصتی برای تبیین دین استفاده می کردند و یکی از آن موقعیت ها موضوع مرجعیت فدرال بود. امام در مسیر مدینه به خراسان هر جا مردم را می دید از توحید سخن می گفت. ولایت فدرالی نوعی قیود بود، اما امام از آن قید برای تبلیغ توحید استفاده می کرد. نمونه آن اقامت وی ​​در نیشابور و معرفی توحید به عنوان سنگر دین بود.
وی افزود: وقتی جوانان جامعه با توحید و صفات و اسماء الهی آشنا شوند به این راحتی ایمان خود را از دست نمی دهند.امام رضا می فرمایند عبادت آنقدرها نماز و روزه نیست. عبادت، تفکر در هستی و شناخت خدا و توحید است. توحید و عقیده در کنار اندیشه اساس دین و امامت از شروط توحید است. انسان بدون استدلال و راهنما با هدف دچار مشکل می شود.
نماینده سابق شورای اسلامی تصریح کرد: جامعه امروز آرزوی مطالعه ندارد. شما به دنبال یک لقمه آماده هستید. انتظار جامعه این است که همه راهبردها را در چند کلمه برای آنها بیان کنیم. باید یاد بگیریم و فکر کنیم. امام رضا سعی در تربیت مردم داشت. امام علاوه بر روش شناختی، از روش الگوی رفتاری استفاده کردند.
چرا از طرح گفتگوی ملی استقبال نکردید؟
این مبلغ دینی ادامه داد: ابراهیم بن عباس می گوید من تا به حال ندیده ام امام رضا در سخنرانی خود با کسی بی ادب باشد. من هرگز ندیدم کسی قبل از رفتن حرفم را قطع کند. او هرگز درخواست کسی را که می توانست رد نکرد. هیچ وقت پایش را جلوی مسافر دراز نکرد. او هرگز به همراه خود تکیه نکرد. من هرگز ندیده ام که او در مورد برده هایش بد بگوید. من هرگز او را ندیده ام که تف کند (جایی که مردم از آنجا عبور می کنند). من هرگز ندیدم او بخندد، اما خنده اش یک لبخند بود.
نماینده سابق شورای اسلامی گفت: حوصله حرف زدن و گوش دادن نداریم. این به اعتراض و سردرگمی تبدیل می شود. چرا از گفتگوی ملی استقبال نکردند؟ تمام موشک ها و توان نظامی ما به سمت کفار است. اما در راه رحمان و در راه انسان چه کرده ایم؟ چقدر توانستیم با انسان ها ارتباط برقرار کنیم؟ ما داریم جوانان دهه ۹۰ را از دست می دهیم. چند شبی با هم مناظره کردند و خودگویی و خود خندیدن را بازگرداندند.
مازنی تصریح کرد: امام رضا با مردم اهل گفتگو بود. هیچ کس حرف زشتی از امام رضا نشنید. اما آیا ما شیعه و عاشق امام رضا هستیم؟ کجا شبیه امام رضا است؟ امثال من به خاطر لباسی که می پوشیم باید معلم عملی این مدرسه باشند. بر اساس آمار جامعه آمار، روحانیت ده برابر سایر اقشار شهید داده است، اما با رفتار اقلیتی از هم سن و سالان خود، وضعیت به جایی رسیده است که عموم مردم فکر می کنند این قشر به قدرت چسبیده اند و نمی خواهند. اجازه دهید بروید و همه مشکلات از طرف روحانیون است.
جامعه را درگیر مسائل غیر ضروری نکنید
این خطیب دینی بی اعتنایی به امور بی اهمیت جامعه را از دیگر ویژگی های امام رضا علیه السلام دانست و گفت: سقیفه، مجلس خلافت دوم، کربلا و تاریخ حمله مغول از جمله این پنج مورد است. تاثیرگذارترین وقایع تاریخ اسلام اما ما به ندرت داستان نیاز را شنیده ایم. بحث این بود که آیا قرآن قدیمی است یا تصادفی. امام علی مذهب شیعه را بیان کرد و فرمود اگر به غیر خدا ایمان داریم خدا بود و بس. این مبارزه تا زمان مامون ادامه داشت. عده ای اهل سنت و جماعت شدند و گفتند قرآن قدیمی است و معتزله گفت قرآن تصادف است. مبارزه بین علما به جریان اصلی جامعه رسید. این مبارزه تا زمان متوکل ادامه داشت و یکی از مصادیق انتخاب افراد برای تصدی مناصب شد. اما امام رضا فرمودند که قرآن کلام خداست و بیشتر به این موضوع وقت نگذارید. اما به صلاح بنی عباس بود که این موضوع طولانی شود. در نتیجه جامعه را متفرق کرده بودند. مامون حکمی صادر کرده بود که هرکس به عصر قرآن اعتقاد نداشت باید از نیروی انتظامی عزل شود و حتی اگر کسی به عصر قرآن اعتقاد داشت نمی توانست در دادگاه شهادت دهد. با پیروی از سیره امام رضا (ع) نباید جامعه را درگیر مسائلی کنیم که از فرهنگ و اقتصاد آن غفلت می کند.
مازنی در تشریح شرایط جامعه در عصر امام رضا(ع) گفت: امام رضا با سوگند خود تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد. مامون بر پذیرش خلافت اصرار داشت. هدفش این بود که بگوید اینها تا این اندازه به خلافت نمی رسند و اگر هم رسیدند از دنیا هستند. امام به او فرمود که اگر خداوند خلافت را به تو داده است حق نداری آن را به دیگران بدهی و اگر خدا به تو نداده حق نداری آن را ادعا کنی. این ادبیات ممنوعیت نفی واقعی است. مامون گفت پس ولی من را بپذیر. حضرت فرمود: می دانم که پیش از تو می میرم و مرا با زهر می کشند. گفت اگر این مسئولیت را به عهده نگیری تو را می کشم. معظم له پذیرفتند به شرطی که در صدور بخشنامه و عزل و انتصاب نقشی نداشته باشند.

این سایت یک خبرخوان اتوماتیک است که مطالب مختلفی را بازنشر می کند. در صورتی که محتوای شما بدون ذکر منبع منتشر شده است لطفاً اطلاع دهید تا لینک اضافه شود.